آتوسا به قلم آرزو مهاجر
پارت سی و دوم :
حسابی مست شده بود و داشت زور میزد پشت آرمین را به تشک بزند. آرمین با شادی در دل گفت: «آهان! این شد. حالا اگه سایزِ شورت پدربزرگشم بپرسم، بهم میگه».
آرمین بیتوجه به حرکاتی که مسیحا میکرد، موهای او را نمایشی نوازش داد و پرسید:
-یادت میاد دوسه سال پیش رو؟ با قیصر و بکتاش یه معامله کردین و تو واسطهش بودی؟
مسیحا که دستهایش را دور گردن آرمین حلقه کرده بود، ماسک روی صورت را Ø
مطالعهی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

آرزو مهاجر | نویسنده رمان
تاتی کیه؟
۱ ماه پیشبرفین
0ناتاشا منظورمه
۱ ماه پیشدریا
1احساس میکنم اهورایی که آرمین در موردش از مسیحا میپرسید،شوهر سابق ناتاشاس..چون توی اولین پارت هم آتوسا داشت یه جورایی انتقام اهورا رو میگرفت😶
۱ ماه پیشپری
0چه صحنه هالیوودی خلق کرد ناتاشا😍
۱ ماه پیشطهورا
0بخدا ارمین عالیه🤣🤣
۱ ماه پیشطهورا
0وای ارمین میگخ این که واقعی بود🤣 بزن مردد الان میکشنت
۱ ماه پیشضحی
1وای این مسیحا حال مارو هم بهم زن ایدزی
۱ ماه پیشژیلا
0چقدر حرص میخوره ارمین🤣
۱ ماه پیش🦢AVAZ GHO🦢
0زوج مورد علاقم تا ابد این دوتا فقط اصلا اووف 🤌
۱ ماه پیش
آرزو مهاجر | نویسنده رمان
😋😈
۱ ماه پیشتندیس
1اونجایی که گفت زنیکه کثافت با حرص 🤪
۲ ماه پیشطلا
1ناتاشا خیلی تر و فرزه
۲ ماه پیشپریا
0وای جنگیدنشون خیلی بامزه بود😂 ترکیی عالی اس هستن
۲ ماه پیشسلطان بانو
0عاشق لقب هایی هستم که رو هم میذارن. نوه بروسلی😂😂
۲ ماه پیشطهورا
0من جایی خوندم کتاب اولتون اتوساست چطور اخه اینقدر کتاب اول جذابه😍
۲ ماه پیشزویا
0مگه میشه اخه ادم اینقدر جذاب و سینمایی بنویسهه
۲ ماه پیشAhoo
0چقدر این رمان زیبا نوشته شده. درورد بر نویسنده
۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

برفین
0اهورا شوهر قبلی تاتی بوده یا برادر و این بچه هم احتمالا اگه یکی دومی که گفته بودم درست باشه شادی برادر زادشه